بدون عنوان

خرید بک لینک

اومدم کلاس. حالم خوب نیست. غمگینم. واقعا ناراحتم... بدون عنوان...

ما را در سایت بدون عنوان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: يکشنبه 8 بهمن 1402 ساعت: 13:41

در مورد رابطه درمانی و نحوه برخورد استاد داره درس میده. و حال من بده. پر از خشمم، ناراحت و عصبی ام.چرا با من اینکار رو کردی؟!همش تو افکارم خکار خودشو خانوادت تکرار میشه....وقتی انقدر بی بند و بارین چرا میرید سراغ یه آدم ساده؟!تویی که از خودت اختیار عمل نداشتی و همه کس حتی اون داداشای احمق تر و لاشی تر از خودت حق داشتن برات تصمیم بگیرن، گوه خوردی با من سکس کردی که الآن همش کارات جلوی چشمام باشه... .از تو، از همه ی آدما، از همه چیز، حالم بده... بدون عنوان...

ما را در سایت بدون عنوان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 33 تاريخ: يکشنبه 8 بهمن 1402 ساعت: 13:41

پرهام(همکلاسیم) بهم پیام داده،یه پست فرستاده بود مبنی بر اینکه مشکلات رو حل کنید و رابطه ها خیلی ارزش دارن و...، پرسیدم این پست درمورد من صدق میکنه؟ میگه ممکنه در آینده پشیمون بشی(منظورش از تموم کردن رابطه ام بود)، روم نشد بگم پرهام من ۳ سال بخاطر خواست اون آدم با همه کس و همه چیز جنگیدم، حتی خودم. چقدر فشار روانی به خودم وارد کردم. تهش چی شد؟واقعیت اینه من پشیمون نمیشم. فقط برای خودم،عمرم، صداقتم، پاکی ام، دلم میسوزه.میخوام بشینم زار زار گریه کنم....حالم خیلی بده...پگاه رفیق ۷ سالم اومده خونمون، و من حالم بده.دوز داروهامو کم کردم. پرگابالین و آریپیپرازول و کوئتیاپین رو حذف کردم. فقط دولوکستین میخورم تا خلق ام پایین نیاد!با من این کارو کردن، سر عزیزترین هاشون همین بلا میاد.تقاصشو به بدترین شکل پس میدن.به پگاه میگم مگه ما چی کم داریم؟ که حقمون نباشه تو خانواده ای بریم که مارو بخوان؟میگه: تحصیلات نداریم که داریم.میگم: خانواده خوب و اصیل داریم، سطح مالی و اقتصادی نسبتا خوبی داریم(در حد خودمون داریم). خوشگل که هستیم.میگه: خوشگل رو سه بار بگو...گفتم واقعا خوشگلیم، بدون آرایش واقعا خوبیم.شاید خنده دار بنظر بیاد این مکالمه. ولی هم به سارا هم به پگاه گفتم پدر بزرگ خودم و پدربزرگای بابام ملّاک بودن، ندید بدید ملک و املاک نیستم که طرف بیاد دهنشو پر کنه بگه من ۲ دونگ خونه به نام عروسم میکنم! پگاه بهم گفت ببین سوفی تو نگی هم از رفتارتون معلومه اصالت دارید.امروز رفتم خونه پگاه اینا، موقع در اومدن باباش دستشو اورد دست بدم، منم دست دادم و روبوسی کردم. واقعا چرا من نباید کسی که همسن پدربزرگم هست رو باهاش دست بدم و روبوسی کنم؟قراربود با محمد بریم بیرون بگردیم اما پگاه حالش خوب نبود ترجیح دادم بدون عنوان...

ما را در سایت بدون عنوان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 31 تاريخ: يکشنبه 8 بهمن 1402 ساعت: 13:41

صفحه بندی